پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قصاید

شمارهٔ ۱۳۲ - تجدید مطلع (در توصیف مازندران)

خوشست اکنون اگر جویی به آبسکون گذار اندر

سوی مازندران تی و برگیری قرار اندر

گهی بر ساحل دریا بخوید و مرغزار اندر

گهی بر طرف بابل رود با بوس و کنار اندر

گهی غلطیده درگردونه‌های برق‌سار اندر

گهی بنشسته بر تازی کمیت راهوار اندر

خوشا مازندران ویژه پاییز و بهار اندر

به خاصه طرف آبسکون بدان دریاکنار اندر

زمینش سال‌ و مه سبز و گل اندر وی به‌ بار اندر

همیشه بلبلانش مست در لیل و نهار اندر

دمد انجیر بن‌ها بر چنار و بر منار اندر

درختی بر درختی روید و آید به بار اندر

تذرو جفت گم کرده خروشان بر چنار اندر

کشیده هر طرف گردن پی دیدار یار اندر

«‌هراز» بانگ زن پوید بدان خرم دیار اندر

به کردار طراز سیم بر نیلی شعار اندر

خروشش گوش کر سازد به ‌بانگ رعد سار اندر

بغلطاند تن پیل ژیان را بر گدار اندر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۳۴ - در وصف انگورانگور شد آبستن هان ای بچهٔ حور
  2. شمارهٔ ۱۳۵ - مجلس چهاردهمبه بهارستان افتاد مرا دوش عبور
  3. شمارهٔ ۱۳۶ - تغزلبوستان بشکفت و بلبل برکشید از دل صفیر
  4. شمارهٔ ۱۳۷ - تغزل و تشبیبباد بیاورد بوی مشک به شبگیر
  5. شمارهٔ ۱۳۸ - بهاریه و تشبیبنگر به زلف و بنا گوش آن بت کشمیر
  6. شمارهٔ ۱۳۹ - شکواییهشریر، قاضی و رهزن‌، امین و دزد، عسس‌!
  7. شمارهٔ ۱۴۰ - خیانتآن را که نگون است رایتش
  8. شمارهٔ ۱۴۱ - تغزلبربوده دلم چشم پر فنش
همه‌ی قصاید ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.