پرش به محتوای اصلی
شیخ بهایی شیخ بهایی

مثنویات پراکنده

شمارهٔ ۱

گر نبود خنگ مطلی لگام

زد بتوان بر قدم خویش گام

ور نبود مشربه از زر ناب

با دو کف دست، توان خورد آب

ور نبود بر سر خوان، آن و این

هم بتوان ساخت به نان جوین

ور نبود جامهٔ اطلس تو را

دلق کهن، ساتر تن بس تو را

شانهٔ عاج ار نبود بهر ریش

شانه توان کرد به انگشت خویش

جمله که بینی، همه دارد عوض

در عوضش، گشته میسر غرض

آنچه ندارد عوض، ای هوشیار

عمر عزیز است، غنیمت شمار

ادامه‌ی مثنویات پراکنده

  1. شمارهٔ ۳دلم از قال و قیل گشته ملول
  2. شمارهٔ ۴یکدمک با خود آ، ببین چه کسی
  3. شمارهٔ ۵دلا تا به کی، از در دوست دوری
  4. شمارهٔ ۶ای نسیم صبح، خوشبو می‌رسی
  5. شمارهٔ ۷روح بخشی، ای نسیم صبحدم
  6. شمارهٔ ۸چه خوش بودی اربادهٔ کهنه سال
  7. شمارهٔ ۹راه مقصد دور و پای سعی لنگ
  8. شمارهٔ ۱۰عادت ما نیست، رنجیدن ز کس
همه‌ی مثنویات پراکنده ←

شیخ بهایی درباره‌ی شیخ بهایی

بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعهٔ آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ می‌شود. از آثار او می‌توان به کشکول، دیوان غزلیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.