پرش به محتوای اصلی
ازرقی هروی ازرقی هروی

قصاید

شمارهٔ ۵۳

ای به زمین بر، بزرگ سایهٔ یزدان

ای ملک عادل ، ای مبارک سلطان

آنچه تو کردی ز پادشاهی و مردی

پور سیاوش نکرد و رستم دستان

روی تو نادیده‌، هر که نام تو بشنید

جان بدهد بر هوای نام تو آسان

منزل تو گه به شام و گاه به بغداد

لشکر تو گه به روم و گه به سپاهان

سایۀ چتر تو از سعادت کلی

گونۀ رخسار تو ز فرۀ یزدان

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۵ای مر ابدان بزرگی را بپیروزی روان
  2. شمارهٔ ۵۶بگداخت آبگینۀ شامی در آبدان
  3. شمارهٔ ۵۷مرا درین تن و این دیدۀ چو لاله ستان
  4. شمارهٔ ۵۸ای سخن زیر دست خامۀ تو
  5. شمارهٔ ۵۹مگر که زهره و ما هست نعت آن دلخواه
  6. شمارهٔ ۶۰مبارکی و سعادت نمود روی بشاه
  7. شمارهٔ ۶۱ز روی و قد تو بی شک صنوبر آید و ماه
  8. شمارهٔ ۶۲چو کوس عید ز درگه بکوفتند پگاه
همه‌ی قصاید ←

ازرقی هروی درباره‌ی ازرقی هروی

شرف‌الزمان ابوالمحاسن زین‌الدین ابوبکر جعفر بن اسمعیل وراق هِرَوی متخلص به اَزرَقی شاعر ایرانی نیمهٔ دوم قرن پنجم هجری (متوفی به حدود ۴۶۵ هجری قمری) است که در دربار سلجوقیان در زادگاه خود هرات به‌سر می‌برد و با شمس‌الدوله طغانشاه پسر الب‌ارسلان، حاکم خراسان معاصر بود و او را مدح می‌کرد. پدرش اسماعیل وراق هروی در طوس پ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.