پرش به محتوای اصلی
ازرقی هروی ازرقی هروی

قصاید

شمارهٔ ۳۳

اهل گردون دوش چون دیدند بر گردون هلال

خرمی کردند و فرخ داشتند او را بفال

با دعا و با تضرع دستها بر داشتند

پنج حاجت خواستند از کردگار ذوالجلال

نصرة دین و دوام دولت و امن جهان

صحت نفس و بقای مهتر نیکو حصال

هست نیکو ظاهرش ، چون هست نیکو باطنش

آینه چون هست نیکو راست بنماید جمال

ماه تایید آنگهی تابد که او گوید : بتاب

سرو اقبال آنگهی بالد که او گوید : ببال

گر بجوشن حاجت آید چاکرش را در حروب

آبرا چون غیبۀ جوشن کند باد شمال

ور غلامش را بپیکان حاجت آید در وغا

از زبر جد بر درخت گل پدید آید نصال

تا که از مخدوم خادم را بود بیم و امید

تا که از معشوق عاشق را بود هجر و وصال

بخت با مخدوم بادا خادمانش روز و شب

عمر با معشوق بادا عاشقانش ماه و سال

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۵از هری گر سوی اوغان شوی، ای باد شمال
  2. شمارهٔ ۳۶ایا از ملک زادگان فخر عالم
  3. شمارهٔ ۳۷آمد رمضان بخیر مقدم
  4. شمارهٔ ۳۸دوش در گردن شب عقد ثریا دیدم
  5. شمارهٔ ۳۹باز بر طرف مه از غالیه طغرا دیدم
  6. شمارهٔ ۴۰ایا بفضل و کرم یاد کرده از کارم
  7. شمارهٔ ۴۱بر آن صحیفة سیمین مسای مشک مقیم
  8. شمارهٔ ۴۲ای گلبن روان و روان را بجای تن
همه‌ی قصاید ←

ازرقی هروی درباره‌ی ازرقی هروی

شرف‌الزمان ابوالمحاسن زین‌الدین ابوبکر جعفر بن اسمعیل وراق هِرَوی متخلص به اَزرَقی شاعر ایرانی نیمهٔ دوم قرن پنجم هجری (متوفی به حدود ۴۶۵ هجری قمری) است که در دربار سلجوقیان در زادگاه خود هرات به‌سر می‌برد و با شمس‌الدوله طغانشاه پسر الب‌ارسلان، حاکم خراسان معاصر بود و او را مدح می‌کرد. پدرش اسماعیل وراق هروی در طوس پ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.