پرش به محتوای اصلی
ازرقی هروی ازرقی هروی

قصاید

شمارهٔ ۴۰

ایا بفضل و کرم یاد کرده از کارم

زیاد کرد تو بسیار شکرها دارم

خصایل تو سزاوار مدحتند همه

بجلوه کردن آن من رهی سزاوارم

چنان کنم بسعادت که تا کم از یکسال

بود قصاید مدح تو تاج اشعارم

چرا مدیح نگویم ترا ؟ که ناگفته

همی ز گنج سخای تو بهره بردارم

اگر خدای بخواهد به بخت من پس ازین

به مدحت تو سخن ز آفتاب بگذارم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴۲ای گلبن روان و روان را بجای تن
  2. شمارهٔ ۴۳ز تاب عنبر با تاب بر سهیل یمن
  3. شمارهٔ ۴۴رخسار و قد و زلف و بناگوش یار من
  4. شمارهٔ ۴۵سوسن و سنبل نمود از زلف و عارض یار من
  5. شمارهٔ ۴۶گویی که ماه و مشتری از جرم آسمان
  6. شمارهٔ ۴۷المنه لله که خورشید خراسان
  7. شمارهٔ ۴۸دوش تا روز فراخ آن صنم تنگ دهان
  8. شمارهٔ ۴۹بهار تازه ز سر تازه کرد لاله ستان
همه‌ی قصاید ←

ازرقی هروی درباره‌ی ازرقی هروی

شرف‌الزمان ابوالمحاسن زین‌الدین ابوبکر جعفر بن اسمعیل وراق هِرَوی متخلص به اَزرَقی شاعر ایرانی نیمهٔ دوم قرن پنجم هجری (متوفی به حدود ۴۶۵ هجری قمری) است که در دربار سلجوقیان در زادگاه خود هرات به‌سر می‌برد و با شمس‌الدوله طغانشاه پسر الب‌ارسلان، حاکم خراسان معاصر بود و او را مدح می‌کرد. پدرش اسماعیل وراق هروی در طوس پ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.