پرش به محتوای اصلی
ازرقی هروی ازرقی هروی

قصاید

شمارهٔ ۴۷

المنه لله که خورشید خراسان

از برج شرف گشت دگر باره درخشان

المنه لله که آراست دگر بار

دیوان خراسان بسزاوار خراسان

المنه الله که از کشتی عصمت

شد نوح نبی بی خطر از آفت توفان

المنه الله که یوسف بامارت

بنشست و عدو گشت اسیر چه خذلان

در دیدۀ دینست خردمندی او نور

در پیکر ملکست هنرمندی او جان

محتاج بزرگان بتو چون دهر بخورشید

ممتاز کریمان بتو چون کشت بباران

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴۹بهار تازه ز سر تازه کرد لاله ستان
  2. شمارهٔ ۵۰مهرگان نو در‌آمد‌، بس مبارک مهرگان
  3. شمارهٔ ۵۱در سپهر دولت آمد کامجوی و کامران
  4. شمارهٔ ۵۲بمژده خواستی آن نور چشم و راحت جان
  5. شمارهٔ ۵۳ای به زمین بر، بزرگ سایهٔ یزدان
  6. شمارهٔ ۵۴آسمان گون قرطه پوشید،آن چو ماه آسمان
  7. شمارهٔ ۵۵ای مر ابدان بزرگی را بپیروزی روان
  8. شمارهٔ ۵۶بگداخت آبگینۀ شامی در آبدان
همه‌ی قصاید ←

ازرقی هروی درباره‌ی ازرقی هروی

شرف‌الزمان ابوالمحاسن زین‌الدین ابوبکر جعفر بن اسمعیل وراق هِرَوی متخلص به اَزرَقی شاعر ایرانی نیمهٔ دوم قرن پنجم هجری (متوفی به حدود ۴۶۵ هجری قمری) است که در دربار سلجوقیان در زادگاه خود هرات به‌سر می‌برد و با شمس‌الدوله طغانشاه پسر الب‌ارسلان، حاکم خراسان معاصر بود و او را مدح می‌کرد. پدرش اسماعیل وراق هروی در طوس پ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.