پرش به محتوای اصلی
ازرقی هروی ازرقی هروی

قصاید

شمارهٔ ۲۲

بوقت صبح یکی نامه ای نوشت بهار

بدست ابر بسوی صبای عنبر بار

شگفت و خوب یکی نامه ای ، که هر حرفی

ازو شگفتی و خوبی همی نمود هزار

بجای حرف سطر در بیاض او شنگرف

بجای نظم سخن در سواد او زنگار

که ما بشرط امارت بباغ نامزدیم

بحکم جنبش دریای صاعقه کردار

بره شتاب نکردیم ، از آنکه نتوان ساخت

بساز اندک سامان لشکر بسیار

چو ما کرانۀ چتر سیه برافروزیم

بر آسمان کبود از میان دریا بار

خدنگ بارد ابر از مدار جوشن پوش

ز دامن زره زنگیان تیغ گزار

ز آب روشن سازیم بسد رنگین

ز خاک تیره برآریم لؤلؤ شهوار

ز شاخ بسد در لؤلؤ اوریم صور

ز عقد لؤلؤ در بسد افگنیم نگار

ز عقد لؤلؤ طاوس بر کند شهپر

ز شاخ بسد طوطی برون زند منقار

بباغ جامۀ تستر بود به از تستر

براغ مشک تتاری بود به از تاتار

ازین بدایع چندان که در توان گنجد

من آن خویش بیارم ، تو آن خویش بیار

ستاره بار و زمرد فشان و گر خواهی

ستاره ساز ز شاخ و زمرد آر ز بار

ستاره ای که زمه وقت نور دارد ننگ

ز مردی که ز درگاه فخر دارد عار

زنیل و مشک بپیوند درع داودی

ز در و مینا بنمای تیغ گوهر دار

بدرع مشکین از هیچ خصم مستان زخم

بتیغ مینا با هیچ کس مکن پیکار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۴اکنون که تر و تازه بخندید نو بهار
  2. شمارهٔ ۲۵در روزگار کامروا باد و شاد خوار
  3. شمارهٔ ۲۶میرود سنجابگون بر چرخ از دریا بخار
  4. شمارهٔ ۲۷چون مساعد شد زمان و چون موافق گشت یار
  5. شمارهٔ ۲۸ای دست منت تو بمن بنده در دراز
  6. شمارهٔ ۲۹ای مبارک تر از ستارۀ روز
  7. شمارهٔ ۳۰شاه کرده است رای زی پوشنگ
  8. شمارهٔ ۳۱ز موج دریا این آبر آسمان آهنگ
همه‌ی قصاید ←

ازرقی هروی درباره‌ی ازرقی هروی

شرف‌الزمان ابوالمحاسن زین‌الدین ابوبکر جعفر بن اسمعیل وراق هِرَوی متخلص به اَزرَقی شاعر ایرانی نیمهٔ دوم قرن پنجم هجری (متوفی به حدود ۴۶۵ هجری قمری) است که در دربار سلجوقیان در زادگاه خود هرات به‌سر می‌برد و با شمس‌الدوله طغانشاه پسر الب‌ارسلان، حاکم خراسان معاصر بود و او را مدح می‌کرد. پدرش اسماعیل وراق هروی در طوس پ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.