پرش به محتوای اصلی
آیتی بیرجندی آیتی بیرجندی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۴

فصل گل است و بلبل، زاین پرده زد نوا را

در نغمه می سراید، اسرار آشنا را

دامان یوسف گل چاک است و صبح دیدم

گشته چون زلیخا در بوستان صبا را

یاد و بهار و باده، از لطف میزند دم

حسرت چرا پسندی بر خویشتن عطا را

مقصود عقدهٔ دل، ای بی خبر ندارد

آنکس که آفریند سیمای دلگشا را

از نرگس خماری ما را خراب داری

و از طرهٔ پریشان آشفته حال ما را

با عمر جاودانی، چون خضر زنده ماند

هر کسی مکیده روزی آن لعل جان فزا را

رخسار خوب رویان، آیینهٔ جمال است

ای دل نما تماشا، مرأت حق نما را

با گنج شایگان نیست، ما را دگر عنایت

پیر طریقت آموخت با ما چوکیمیا را

در کوی میفروشان، می گفت میفروشی

ای بینوا بیا بر، از کوی ما نوا را

بازآی و از دم ما، انفاس عیسوی جو

بشتاب و یاب از این در، ای خسته دل دوا را

بر ما مکن ملامت، ای بی خبر که صوفی

دیده است در خرابات، روضات با صفا را

در حکمت الهی، شرط است قابلیت

گر نیستی تولایق، تقصیر چه دعا را

گر داستان فضل است، ما را ولا بهانه

گر مقتضای عدل است، کن ختم مدعّا را

در سنت الهی، لطف است و دلنوازی

گر غیر این پسندی، نشناختی خدا را

در طرف باغ بلبل میخواند این تغزل

بر سرو و شاخهٔ گل، این شعر دلربا را

از شیخ آیتی جوی، اندر غزل معانی

کاندر غزل سراید اسرار پر بها را

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۶به‌ نیروی‌ صف مژگان گشودی کشور‌ دل‌ها
  2. شمارهٔ ۷در کفر من ای شیخ مده بیهده فتوا
  3. شمارهٔ ۸چو دهقان تاک بنشاند، کند فردوس باغش را
  4. شمارهٔ ۹آن که داده است بدو آن همه زیبایی را
  5. شمارهٔ ۱۰خوش است موسم اردیبهشت و باغ صفا
  6. شمارهٔ ۱۱ای که چون شمس و قمر طلعت زیباست تو را
  7. شمارهٔ ۱۲ز لعل روح فزا، زنده کن دل ما را
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

آیتی بیرجندی درباره‌ی آیتی بیرجندی

محمدحسین آیتی فرزند شیخ محمد باقر آیتی بیرجندی مجتهد، مورخ و شاعر بیرجندی در نیمه ماه ذی القعده سال ۱۳۱۰ قمری در روستای مهمویی از توابع بیرجند چشم به جهان گشود. وی پس از سپری نمودن دوره کودکی تا ۲۰ سالگی در محضر پدر و در مدرسه معصومیه بیرجند مقدمات علوم اسلامی را فرا گرفت و سپس برای ادامه تحصیلات حوزوی به مشهد مقدس رهس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.