پرش به محتوای اصلی
آیتی بیرجندی آیتی بیرجندی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۱۱

ای که چون شمس و قمر طلعت زیباست تو را

آیت حسن ازل روی دل آراست تو را

وصف روی تو همین است که استاد ازل

آنچنانی که تو خود خواستی آراست تو را

گرنه ای جنت موعود تو ای حور سرشت

از چه رو کوثر لب، قامت طوبی است تو را

طوق و تاج و مه و خورشید تو را شاید و بس

که ز رخ آیت شاهی همه پیداست تو را

نیست روزی که در این شهر دلی گم نشود

مخزن گم شده ها زلف چلپاست تو را

شیخ را عاقبت از مدرسه آورد به دیر

فتنه ها زیر سر نرگس شهلاست تو را

تا دهی روح به من، لب به تبسم بگشای

ای که بر کنج لبت خال مسیحاست تو را

هر که بیند رخت از خویش فراموش کند

این چه سری است که در طلعت زیباست تو را

یاد یاران بود ای دوست به دولت پیوند

بر همین خلق نکو نیز خدا خواست تو را

آیتی ذکر تو می کرد به هر محفل و بزم

شیخ هم معتقد شیوه شیواست تو را

آیتی بیرجندی درباره‌ی آیتی بیرجندی

محمدحسین آیتی فرزند شیخ محمد باقر آیتی بیرجندی مجتهد، مورخ و شاعر بیرجندی در نیمه ماه ذی القعده سال ۱۳۱۰ قمری در روستای مهمویی از توابع بیرجند چشم به جهان گشود. وی پس از سپری نمودن دوره کودکی تا ۲۰ سالگی در محضر پدر و در مدرسه معصومیه بیرجند مقدمات علوم اسلامی را فرا گرفت و سپس برای ادامه تحصیلات حوزوی به مشهد مقدس رهس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.