پرش به محتوای اصلی
آیتی بیرجندی آیتی بیرجندی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۸

چو دهقان تاک بنشاند، کند فردوس باغش را

بپاداش عمل گیتی برافروزد چراغش را

زخال گلعذاران تا که دیدم نیک دانستم

چو بر دل لالهٔ نورسته بنهاده است داغش را

چو گل بشکفت در بستان، تفقد کردی از بلبل

زهر سو طایری آمد، گرفت از وی سراغش را

صبا هر جاست آن مسکین، زپا افتاده از هجران

برو از بوی پیراهن معطر کن دماغش را

چو بلبل رفت از بستان، نشیند زاغ بر جایش

خدا یا دور دار از باغ دولت بانگ زاغش را

در آمد آیتی یاران کنون در بزم میخواران

الا لبریز کن ساقی در این مجلس ایاغش را

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۱۰خوش است موسم اردیبهشت و باغ صفا
  2. شمارهٔ ۱۱ای که چون شمس و قمر طلعت زیباست تو را
  3. شمارهٔ ۱۲ز لعل روح فزا، زنده کن دل ما را
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

آیتی بیرجندی درباره‌ی آیتی بیرجندی

محمدحسین آیتی فرزند شیخ محمد باقر آیتی بیرجندی مجتهد، مورخ و شاعر بیرجندی در نیمه ماه ذی القعده سال ۱۳۱۰ قمری در روستای مهمویی از توابع بیرجند چشم به جهان گشود. وی پس از سپری نمودن دوره کودکی تا ۲۰ سالگی در محضر پدر و در مدرسه معصومیه بیرجند مقدمات علوم اسلامی را فرا گرفت و سپس برای ادامه تحصیلات حوزوی به مشهد مقدس رهس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.