پرش به محتوای اصلی
آیتی بیرجندی آیتی بیرجندی

گزیدهٔ اشعار

شمارهٔ ۹

آن که داده است بدو آن همه زیبایی را

کاش می داد بمن صبر و شکیبایی را

مونسم، یاد تو پیوسته چو در تنهایی است

دوست دارم همه دم خلوت و تنهایی را

غنچه بگشود دهن مسأله ای گفت زعشق

بلبل آموخت از آن نکتهٔ شیدایی را

دید چون نرگس آهو وش لیلی، مجنون

بگرفته است ره بادیه پیمایی را

می توانی که دهی رحم به خوبان جهان

ای که دادی به بتان حسن و دل آرایی را

مو به مو با سر زلف تو بیان خواهم کرد

آنچه سودا به سر است این سر سودایی را

دانش آنست که راهی به حقیقت ببری

ورنه خواهی چه کنی حکمت و دانایی را

یافت در عهد خودش آیتی از همت عشق

نکته پردازی و لطف سخن آرایی را

ادامه‌ی گزیدهٔ اشعار

  1. شمارهٔ ۱۱ای که چون شمس و قمر طلعت زیباست تو را
  2. شمارهٔ ۱۲ز لعل روح فزا، زنده کن دل ما را
همه‌ی گزیدهٔ اشعار ←

آیتی بیرجندی درباره‌ی آیتی بیرجندی

محمدحسین آیتی فرزند شیخ محمد باقر آیتی بیرجندی مجتهد، مورخ و شاعر بیرجندی در نیمه ماه ذی القعده سال ۱۳۱۰ قمری در روستای مهمویی از توابع بیرجند چشم به جهان گشود. وی پس از سپری نمودن دوره کودکی تا ۲۰ سالگی در محضر پدر و در مدرسه معصومیه بیرجند مقدمات علوم اسلامی را فرا گرفت و سپس برای ادامه تحصیلات حوزوی به مشهد مقدس رهس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.