پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش دوازدهم

بخش ۲ - الحكایة و التمثیل

بامریدان شیخی از راه دراز

آسیا سنگی همی آورد باز

از قضا بشکست آن سنگ گران

شیخ را حالت پدید آمد بر آن

جملهٔ اصحاب گفتند ای عجب

جان ازین کندیم ما در روز و شب

هم زر و هم رنج ما ضایع بماند

خود مگیر این آسیا ضایع بماند

این چه جای حالتست آخر بگوی

ما نمیدانیم این ظاهر بگوی

شیخ گفت این سنگ ازان این جا شکست

تا زسرگردانی بسیار رست

گر نبودی این شکستش اندکی

روز و شب سرگشته بودی بیشکی

چون شکستی آمد او را آشکار

دایماً آرام یافت آن بیقرار

چون ز سنگ این حالتم معلوم گشت

حالی از سنگم دلی چون موم گشت

چون بگوش دل شنیدم راز از او

اوفتاد این حالتم آغاز از او

هرکرا سرگشتگی پیوسته شد

چون شکست آورد کلی رسته شد

هرکه او سرگشته و حیران بماند

درد او جاوید بیدرمان بماند

از همه کار جهان نومید شد

کار او خون خوردن جاوید شد

ادامه‌ی بخش دوازدهم

  1. بخش ۴ - الحكایة و التمثیلآن یکی دیوانهٔ میگفت زار
  2. بخش ۵ - الحكایة و التمثیلکاملی گفته‌ست از پیران راه
  3. بخش ۶ - الحكایة و التمثیلهست مرغی همچو آتش بیقرار
  4. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلپادشاهی دختری دلبند داشت
  5. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلصوفئی را گفت مردی از رجال
  6. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلداشت اندر خانه اسحق ندیم
  7. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلیک کلیچه یافت آن سگ در رهی
  8. بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلطالبی را کاو طلب می‌کرد راز
همه‌ی بخش دوازدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.