پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش دوازدهم

بخش ۴ - الحكایة و التمثیل

آن یکی دیوانهٔ میگفت زار

کز همه عالم مرا اینست کار

تا کنم بر روی خاکستر نشست

خاک میریزم بسر از هر دو دست

هم پلاسی را بگردن افکنم

هم کنب را بر میان محکم کنم

اشک میبارم بزاری بردوام

چکنم و چکنم همی گویم مدام

تاکسی کو پیشم آید راز جوی

گویدم آخر چه بودت باز گوی

من بدو گویم که ای صاحب مقام

می ندانم می ندانم و السلام

چکنم و چکنم همیشه جفت ماست

می ندانم می ندانم گفت ماست

گر در این میدان کشندت یک دمی

برتو تابد از تحیر عالمی

ور ره این پرده نگشاید ترا

این همه افسانهٔ آید ترا

گر ترا دانش اگر نادانیست

آخر کار تو سرگردانیست

ادامه‌ی بخش دوازدهم

  1. بخش ۶ - الحكایة و التمثیلهست مرغی همچو آتش بیقرار
  2. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلپادشاهی دختری دلبند داشت
  3. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلصوفئی را گفت مردی از رجال
  4. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلداشت اندر خانه اسحق ندیم
  5. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلیک کلیچه یافت آن سگ در رهی
  6. بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلطالبی را کاو طلب می‌کرد راز
  7. بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیلسائلی جویندهٔ راه کمال
  8. بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیلبوعلی طوسی ز عشق آشفته بود
همه‌ی بخش دوازدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.