پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

آغاز کتاب

بخش ۶ - فی الحكایة و التمثیل

چون پیمبر آمد از معراج باز

عایشه گفتش که ای دریای راز

راز بشنودی بگوش جان زحق

با دل من در میان نه یک سبق

گفت حق گفت ای نبی از حرمتت

گر بود یک دوزخی از امتت

دارم آن یک دوزخی را دوستر

از بهشتی صد ز یک امت دگر

گر مرا در امتی خط میدهی

با گناهم از کرم خط مینهی

مینگویم کز کسی بیشم شمر

از شمار امت خویشم شمر

چون برات و قدر دو شب زان تست

پس دو روز عید دو مهمان تست

گر براتی میدهی از آتشم

میرسد از قدر تو عیدی خوشم

گر مرا کسریست در معنی دین

جبر کسر من کن ای کسری دین

چون شکستم جبر من دایم بود

کسر را دانی که جر لازم بود

بود طوفان شفاعت پیش تو

آمدم با قحط طاعت پیش تو

بر در تو کم بضاعت آمدم

برامید یک شفاعت آمدم

تا ز دریای شفاعت یک دمی

بر لب خشگم چکانی شبنمی

زان شفاعت چون شود نومید کس

مشفع اندر آخرت هستی تو بس

نیست گر بر خویشتن رحمت مرا

رحمتت بس ای ولی نعمت مرا

ای وجودت رحمت خلق آمدست

درنگر جانم که بر حلق آمدست

خلعتش ز ایمان روز افزون فرست

آنگهش از حلق من بیرون فرست

دست آن داری که جان را جان کنی

درد دل را تا ابد درمان کنی

گر رفیق جان کنی ایمان پاک

جان بنازد تن بیاساید بخاک

در بن چاه لحد ای شمع دین

میبسم یک موی تو حبل المتین

من بدان موی از زحیر آیم برون

همچو موئی از خمیر آیم برون

چون کنم یاد از گناه خویشتن

ذکر دیوان سیاه خویشتن

شرم میدارم کز آن یاد آورم

دل از آن خجلت بفریاد آورم

چند خواهم بود مست خویشتن

داد میخواهم ز دست خویشتن

بس بود در پیش چون تو پادشاه

خامشی جان من فریاد خواه

آتش تشویر من تادیده شد

آب رویم از جگر بادیده شد

نقد من قلبیست درویش از همه

تو به کم بر گیر ای بیش از همه

کار من از یک نظر گردان تمام

زانکه کار تست کردن والسلام

ادامه‌ی آغاز کتاب

  1. بخش ۸ - فی فضایلهدر شب معراج پیش ذوالجلال
  2. بخش ۹ - فی فضیلة امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنهآنکه خاک پای او عیوق بود
  3. بخش ۱۰ - فی فضائلهمصطفی کرد از خدا نقل این کلام
  4. بخش ۱۱ - فی فضیلة امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنهچون خلافت رونق از عثمان گرفت
  5. بخش ۱۲ - فی فضائلهحق تعالی گفت با روح الامین
  6. بخش ۱۳ - فی فضیلة امیرالمؤمنین علی رضی الله عنهرونقی کان دین پیغامبر گرفت
  7. بخش ۱۴ - فی فضائلهمصطفا گفته‌ست چون آدم بعلم
  8. بخش ۱۵ - فی فضیلة حسن رضی اللّه عنهنور چشم مصطفی و مرتضی
همه‌ی آغاز کتاب ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.