پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

فی‌وصف حاله

گفتهٔ دانای دین هنگام نزع

چون به نزغ افتاد آن دانای دین

گفت اگر دانستمی من پیش ازین

کین شنو بر گفت چون دارد شرف

در سخن کی کردمی عمری تلف

گر سخن از نیکوی چون زر بود

آن سخن ناگفته نیکوتر بود

کار آمد حصهٔ مردان مرد

حصهٔ ما گفت آمد، اینت درد

گر چو مردان درد دین بودی ترا

آنچ می‌گویم یقین بودی ترا

ز آشنای خود دلت بیگانه‌ایست

هرچ می‌گویم ترا افسانه‌ایست

تو بخسب از ناز همچون سرکشی

تا منت افسانه می‌گویم خوشی

خوش خوشت عطار اگر افسانه گفت

خواب خوشتر آیدت تو خوش بخفت

بس که ما در ریگ رو غم ریختیم

بس گهر کز حلق خوک آویختیم

بس که ما این خوان فرو آراستیم

بس کزین خوان گرسنه برخاستیم

بس که گفتم نفس را فرمان نبرد

بس که دارو کردش و درمان نبرد

چون نخواهد آمد از من هیچ کار

شستم از خود دست و رفتم برکنار

جذبه حق باید ازیشان کرد خواست

کین به دست من نخواهد گشت راست

نفس هر لحظه چو فربه‌تر شود

نیست روی آنک ازین بهتر شود

هیچ نشنود او کزان فربه نشد

این همه بشنود یک دم به نشد

تا بمیرم من به صد زاری زار

او نگیرد پند، یا رب زینهار

ادامه‌ی فی‌وصف حاله

  1. صوفی که از مردان حق سخن می‌گفت و خطاب پیری به اوصوفیی را گفت آن پیر کهن
  2. گفتار مردی راه‌بین هنگام مرگراه بینی وقت پیچاپیچ مرگ
  3. گفتهٔ پاک‌دینی که سی‌سال عمر بی‌خود می‌گذاردپاک دینی گفت سی سال تمام
  4. گفتار شبلی که پس از مردن به خواب جوانمردی آمدچون بشد شبلی ازین جای خراب
  5. سال پیری راهبر از روحانیانی که نقد از هم می‌ربودنددر رهی می‌رفت پیری راهبر
  6. حکایت ابوسعید مهنه با مستی که به در خانقاه او آمدبوسعید مهنه با مردان راه
  7. پاسخ عزیزی به سالات پروردگار در روز حشرآن عزیزی گفت فردا ذوالجلال
  8. گفتار نظام الملک در حال نزعچون نظام الملک در نزع اوفتاد
همه‌ی فی‌وصف حاله ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.