پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

فی‌وصف حاله

سال پیری راهبر از روحانیانی که نقد از هم می‌ربودند

در رهی می‌رفت پیری راهبر

دید از روحانیان خلقی مگر

بود نقدی سخت رایج در میان

می‌ربودند آن ز هم روحانیان

پیر کرد آن قوم را حالی سؤال

گفت چیست این نقد برگویید حال

مرغ روحانیش گفت ای پیرراه

دردمندی می‌گذشت این جایگاه

برکشید آهی ز دل پاک و برفت

ریخت اشک گرم بر خاک و برفت

ما کنون آن اشک گرم و آه سرد

می‌بریم از یک دگر در راه درد

یا رب اشک و آه بسیاریم هست

گر ندارم هیچ این باریم هست

چون روایی دارد آنجا اشک راه

بنده دارد این متاع آن جایگاه

پاک کن از آه صحن جان من

پس بشوی از اشک من دیوان من

می‌روم گم راه، ره نایافته

دل چو دیوان جز سیه نایافته

ره نمایم باش و دیوانم بشوی

از دو عالم تختهٔ جانم بشوی

بی‌نهایت درد دل دارم ز تو

جان اگر دارم خجل دارم ز تو

عمر در اندوه تو بردم به سر

کاشکی بودیم صد عمر دگر

تا در اندوهت به سر می‌بردمی

هر زمان دردی دگر می‌بردمی

مانده‌ام از دست خود در صد ز حیر

دست من ای دست گیر من تو گیر

ادامه‌ی فی‌وصف حاله

  1. پاسخ عزیزی به سالات پروردگار در روز حشرآن عزیزی گفت فردا ذوالجلال
  2. گفتار نظام الملک در حال نزعچون نظام الملک در نزع اوفتاد
  3. سال سلیمان از موری لنگچون سلیمان کرد با چندان کمال
  4. حکایت ابوسعید مهنه با قایمی که شوخ بر بازوی او می‌آوردبوسعید مِهنه در حمّام بود
همه‌ی فی‌وصف حاله ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.