پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

فی‌وصف حاله

گفتار شبلی که پس از مردن به خواب جوانمردی آمد

چون بشد شبلی ازین جای خراب

بعد از آن دیدش جوانمردی به خواب

گفت حق با تو چه کرد ای نیک‌بخت‌؟

گفت چون شد در حسابم کار سخت

چون مرا بس خویشتن دشمن بدید

ضعف و نومیدی و عجز من بدید

رحمتش آمد بدان بیچارگیم

پس ببخشود از کرم یک بارگیم

خالقا بیچارهٔ راهم تو را

همچو موری لنگ در چاهم تو را

من نمی‌دانم که من اهل چه‌ام

یا کجاام یا کدامم یا که‌ام

بی‌تنی بی‌دولتی بی‌حاصلی

بی‌نوایی بی‌قراری بی‌دلی

عمر در خون جگر بگداخته

بهره‌ای از عمر ناپرداخته

هر‌چه کرده جمله تاوان آمده

جان به لب عمرم به پایان آمده

دل ز دستم رفته و دین گم شده

صورتم نامانده معنی گم شده

من نه کافر نه مسلمان مانده

در میان هر دو حیران مانده

نه مسلمانم نه کافر‌، چون کنم‌؟

مانده سرگردان و مضطر‌، چون کنم‌؟

در دری تنگم گرفتار آمده

روی در دیوار پندار آمده

بر من بیچاره این در برگشای

وین ز راه‌افتاده را راهی نمای

بنده را گر نیست زاد راه هیچ

می‌نیاساید ز اشک و آه هیچ

هم توانی سوخت از آهش گناه

هم ز اشکش شست دیوان سیاه

هر که دریاهای اشکش حاصل است

گو بیا کو درخور این منزل است

وانک او را دیدهٔ خون‌بار نیست

گو برو کو را بر ما کار نیست

ادامه‌ی فی‌وصف حاله

  1. حکایت ابوسعید مهنه با مستی که به در خانقاه او آمدبوسعید مهنه با مردان راه
  2. پاسخ عزیزی به سالات پروردگار در روز حشرآن عزیزی گفت فردا ذوالجلال
  3. گفتار نظام الملک در حال نزعچون نظام الملک در نزع اوفتاد
  4. سال سلیمان از موری لنگچون سلیمان کرد با چندان کمال
  5. حکایت ابوسعید مهنه با قایمی که شوخ بر بازوی او می‌آوردبوسعید مِهنه در حمّام بود
همه‌ی فی‌وصف حاله ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.