پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

فی‌وصف حاله

گفتهٔ پاک‌دینی که سی‌سال عمر بی‌خود می‌گذارد

پاک دینی گفت سی سال تمام

عمر بی‌خود می‌گذارم بر دوام

همچو اسمعیل در خود ناپدید

آن زمان کو را پدر سر می‌برید

چون بود آنکس که او عمری گذاشت

همچو آن یک دم که اسمعیل داشت

کس چه داند تا درین حبس تعب

عمر خود چون می‌گذارم روز و شب

گاه می‌سوزم چو شمع از انتظار

گاه می‌گریم چو ابر نوبهار

تو فروغ شمع می‌بینی خوشی

می‌نبینی در سر او آتشی

آنک از بیرون کند در تن نگاه

کی بود هرگز درون سینه راه

در خم چوگان چه گویی، هیچ جای

می‌ندانم پای از سر، سر ز پای

از وجودم خود نکردم هیچ سود

کانچ کردم وانچ گفتم هیچ بود

ای دریغا نیست از کس یاریم

عمر ضایع گشت در بی‌کاریم

چون توانستم ندانستم ، چه سود

چون بدانستم، توانستم نبود

این زمان جز عجز و جز بیچارگی

می‌ندارم چارهٔ یک بارگی

ادامه‌ی فی‌وصف حاله

  1. سال پیری راهبر از روحانیانی که نقد از هم می‌ربودنددر رهی می‌رفت پیری راهبر
  2. حکایت ابوسعید مهنه با مستی که به در خانقاه او آمدبوسعید مهنه با مردان راه
  3. پاسخ عزیزی به سالات پروردگار در روز حشرآن عزیزی گفت فردا ذوالجلال
  4. گفتار نظام الملک در حال نزعچون نظام الملک در نزع اوفتاد
  5. سال سلیمان از موری لنگچون سلیمان کرد با چندان کمال
  6. حکایت ابوسعید مهنه با قایمی که شوخ بر بازوی او می‌آوردبوسعید مِهنه در حمّام بود
همه‌ی فی‌وصف حاله ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.