پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

مظهرالعجایب

بخش ۴۵ - قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «التعظیم لامر الله والشفقة علی خلق الله»

تا که ایمانت شود محکم از او

مهر او میدار در جانت نکو

جان خود آمیز با مهرش نکو

تا درآید در میان جانت او

دیگری آن کز میان خلق رو

گوشه‌ای گیر ودرون دلق رو

چون بیابی سرّ ما سرپوش باش

در میان عاشقان می نوش باش

رو چو عطّار و قناعت پیشه کن

در میان مظهرم اندیشه کن

زاد راهت هرچه باشد غیر ازین

دشمنان باشند و دارندت کمین

ای برادر اهل دنیا را مبین

ز آنکه ایشانند گمراهان دین

تو بهردرویش عارف باش یار

گاه گاهی جوهر را پیش آر

چون ببینی جوهر ذاتم چنان

اندر آیی در میان سالکان

درّ ز بحر دل در آرم بیشمار

گر تو می‌جوئیش رو جوهر بیار

هر دری زین گوشوار عالمی است

هر که این راگوش دارد آدمی است

فکر وذکر خویش را صافی بساز

جهد فرما آنگهی اندر نماز

بعد از آنی روزه‌دار از کلّ نفس

ز آنکه باشد روزهٔ تو غلّ نفس

از طعام بد بپرهیز ای پسر

همچو دد کم باش خونریز ای پسر

نفس را از روزه اندر بنددار

مر ورا نز لقمهٔ خورسند دار

روزه‌ای میدار چون مردان مرد

نفس خود را از همه میدار فرد

نی همین از اکل او را باز دار

بلکه نگذارش بفکر هیچ کار

رو تو کُش نفس و مگردانش تو سیر

وانگهی بر خود مگردانش دلیر

ذکر حقّ باشد تمامی کار او

ورنه از خوردن نباشد عار او

در میان اهل معنی کن حضور

ز آنکه ایشانند چون دریای نور

رو تو از مردان دین غافل مباش

ز آنکه ایشانند ما را خواجه تاش

گر تو اهل فضل را نشناختی

دین و دنیا را به یک جو باختی

رومعانی دان شو و اسرار خوان

تا شوی در ملک معنی جان جان

نقطهٔ باب ولایت را طلب

و آنگهی از وی هدایت را طلب

گر نبایستی بعالم راهبر

کی فرستادی رسول با خبر

انبیا را اولیا باشد وصی

اولیا را اصفیا باشد صفی

اولیا و انبیا لطف حقّ‌اند

در حقیقت جمله حقّ مطلق‌اند

انبیا را خود ولی باید مبین

تا بگوید علم معنی را یقین

گر تو بی ایشان روی راه ای پسر

از حقیقت خود کجا یابی خبر

گر نیابی تو ولی را در جهان

رو ز مظهر جوی تا گوید عیان

هر چه ایشان گفته‌اند آن را شنو

هرچه کردند ای پسر با آن گرو

تا شوی در ملک معنی مقتدا

خیز و برخوان ربّ انصرنی علی

تا رسی بر آنچه مقصودت بود

خود بیابی آنچه مطلوبت بود

بهره کی یابی ولی زین کار تو

زآنکه میجوئی بسی اسرار تو

هرکه آزار کسی دارد بدل

پیش مردان باشد اودایم خجل

جانت از مهر علی آباد کن

خاطرت از بار غم آزاد کن

ادامه‌ی مظهرالعجایب

  1. بخش ۴۷ - عقد اخوت مصطفی با مرتضیگفت روزی مصطفی اصحاب را
  2. بخش ۴۸ - قال النبی صلی الله علیه و آله: «انت اخی فی الدنیا و الاخرة وانت منی بمزلة هرون من موسی»پس مبارک گفت احمد شاه را
  3. بخش ۴۹ - تشویق نمودن مستعداد بولایت حضرت شاه مردانچون بدین مصطفی همره شوی
  4. بخش ۵۰ - تنبیه ارباب غفلت، و بیان احوال و دریافت خود، و نصیحت نمودن غافلانای تو غافل از درون و از برون
  5. بخش ۵۱ - بیان سر لو کشف نمودن علی علیه السلام و به عین الیقین، عالم بعلوم آن بودنآن امیری کو بود در راه حق
  6. بخش ۵۲ - ترغیب نمودن طالبان براه حق و بیان مستی و شور کردن، وظهور ولایت ولی را در هر نشأه بازنمودن، و شرح حال خود بر آن افزودنشو مطیع مصطفی و مرتضی
  7. بخش ۵۳ - تمثیل در فرستادن عقل و حیا و علم از حضرت عزت بحضرت آدم (ع)چون ز عزّت خلعت آدم بداد
  8. بخش ۵۴ - در بیان روح و جسم و نقصان نفس، و گرفتاری روح باو و رهائی یافتن ببرکت متابعت شاه اولیاروح تو شهباز علوی آمده است
همه‌ی مظهرالعجایب ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.