پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

مظهرالعجایب

بخش ۵۰ - تنبیه ارباب غفلت، و بیان احوال و دریافت خود، و نصیحت نمودن غافلان

ای تو غافل از درون و از برون

خود درافتادی در این چه سرنگون

ورنه من راهت ز معنی ساختم

سحر ایمان را در او پرداختم

راه روشن ساختم از نور او

چون ندیدی تو شدی مهجور او

جان من نور ولای او گرفت

وز دو عالم خود صدای او گرفت

خاک نیشابور از او گلزار شد

هرکه بد درخواب از او بیدار شد

من در او کشتم ز بهرت گل بسی

عاقبت گل را بچیدم بی خسی

ناکسان را کی رسد زان غنچه بو

زانکه من چیدم گل از بستان او

هاتف غیبم همی آواز داد

یک گلی از غیب در دستم نهاد

گفتمش ای سرّ غیبی حال این

گوی با من تا شود سرّم یقین

گفت این معنی که با تو همره است

یک گلی از بوستان الله است

بلبل آن بوستانت ساختند

بعداز آن مست جهانت ساختند

این معانی را که تو خواهی نوشت

هست ورد جمله حوران بهشت

هیچ عاقل بر ملا این را نگفت

جمله دارند این معانی را نهفت

من بخود این را نگفتم در جهان

هرچه گفته است او بگویم من عیان

من نشان بی نشانان یافتم

در دل خود گنج پنهان یافتم

سالها در این سخن حیران بدم

واندر آن دریای بی‌پایان بدم

بوی گلزارت دماغ من گرفت

عالمی نور چراغ من گرفت

رو ببر تو از چراغم روشنی

تا نباشی تو چو خفّاش دنی

روشن و خندان شو از نورش دمی

لحظه‌ای برریش دل کن مرهمی

گوش کن اسرار حق را همچو من

تا رهائی یابی از شیطان تن

تن ترا ویران زدنیائی کند

جان ترا روشن ز بینائی کند

اندر این دنیا چو تن پرور شوی

از چنین تن عاقبت بیسر شوی

از تن بیسر چه آید غیر هیچ

هیچ چبود هیچ میدانی تو گیج

گیج باشد هیمهٔ دوزخ یقین

سهل باشد گر تو باشی این چنین

ای برادر خویش را صافی بساز

تا شود درهای رحمت بر تو باز

چون شدی در راه حق حق را ببین

این سخن نقل است از سلطان دین

ادامه‌ی مظهرالعجایب

  1. بخش ۵۲ - ترغیب نمودن طالبان براه حق و بیان مستی و شور کردن، وظهور ولایت ولی را در هر نشأه بازنمودن، و شرح حال خود بر آن افزودنشو مطیع مصطفی و مرتضی
  2. بخش ۵۳ - تمثیل در فرستادن عقل و حیا و علم از حضرت عزت بحضرت آدم (ع)چون ز عزّت خلعت آدم بداد
  3. بخش ۵۴ - در بیان روح و جسم و نقصان نفس، و گرفتاری روح باو و رهائی یافتن ببرکت متابعت شاه اولیاروح تو شهباز علوی آمده است
  4. بخش ۵۵ - قصه شیخ شقیق بلخی و هارون الرشید، و بیان نمودن ربقه امام معصوم موسی کاظم علیه السلام و منصور حلاج و تمثیل آنکه آشنا بیگانه را راه به آشنائی می‬نماید و بیگانه آشنا نمی‬شودبود شیخی عابد و بس پارسا
  5. بخش ۵۶ - تمثیل در فواید خاموشی و گوش کردن پند استاد و یک جهت بودن در آن و بیان استعداد جبلی مستعدانپادشاهی بود احمد نام او
  6. بخش ۵۷ - قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «من صمت نجی» صدق نبی اللههست خاموشی نشان اهل راز
  7. بخش ۵۸ - حکایت بر سبیل تمثیل در آنکه اقتدا به پیری باید نمودن و در دو عالم دستگیری داشتنبود در ملک بخارا عابدی
  8. بخش ۵۹ - موعظه در وصیت نمودن بمتابعت نبی و ولی و تنبیه اهل غفلتحبّ ایشان گیر تا ایمن شوی
همه‌ی مظهرالعجایب ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.