پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش پنجم

جواب پدر

پدر گفتش که دیوت غالب آمد

دلت زان جادوئی را طالب آمد

که از دیوت گر این حاصل نبودی

ترا این آرزو در دل نبودی

اگر زین دیو بگذشتی برستی

وگرنه مُدبری شیطان پرستی

نداری از خدا آخر خبر هیچ

که کار دیو می‌خواهی دگر هیچ

خدا را گردهٔ ندهی بدرویش

هوا را باز گیری صد ره از خویش

سخی باشی ریا را و هوا را

ولیکن دوزخی باشی خدا را

ادامه‌ی بخش پنجم

  1. (۲) حکایت مرد نمازی و مسجد و سگشبی در مسجدی شد نیک مردی
  2. (۳) مناظرۀ عیسی علیه السلام با دنیامسیح پاک کز دنیا علو داشت
  3. (۴) حکایت رهبان با شیخ ابوالقاسم همدانییکی رُهبان مگر دَیری نکو کرد
  4. (۵) حکایت مرد ترسا که مسلمان شدیکی ترسا مسلمان گشت و پیروز
  5. (۶) حکایت امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنهعمر یک جزو از توریت بگرفت
  6. (۷) حکایت گبر که پُل ساختیکی گبری که بودی پیر نامش
  7. (۸) سؤال مرد درویش از جعفر صادقمگر پرسید آن درویش حالی
  8. (۹) گفتار آن مجنون در نمازی که یک نان نیرزدیکی مجنون که رفتی در ملامت
همه‌ی بخش پنجم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.