پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش پنجم

المقالة الخامسة

دوُم فرزند آمد با پدر گفت

که من در جادوئی خواهم گهر سفت

ز عالم جادوئی می‌خواهدم دل

مرا گر جادوئی آید به حاصل

تماشا می‌کنم در هر دیاری

بشادی می‌زیم بر هر کناری

گهی در صلح باشم گاه در حرب

بوَد جولانگه، من شرق تا غرب

زمانی خویشتن را مرغ سازم

زمانی همچو مردم سرفرازم

زمانی کوه گیرم چون پلنگان

زمانی بحر شورم چون نهنگان

همه صاحب جمالان را به بینم

درون پرده با هر یک نشینم

بهر چیزی که باید راه یابم

ز ماهی حکمِ خود تا ماه یابم

درین منصب تأمّل کن نکو تو

ازین خوشتر کرا باشد بگو تو

ادامه‌ی بخش پنجم

  1. (۱) حکایت شبلی با مرد نانوامگر بوده‌ست جایی نانوایی
  2. (۲) حکایت مرد نمازی و مسجد و سگشبی در مسجدی شد نیک مردی
  3. (۳) مناظرۀ عیسی علیه السلام با دنیامسیح پاک کز دنیا علو داشت
  4. (۴) حکایت رهبان با شیخ ابوالقاسم همدانییکی رُهبان مگر دَیری نکو کرد
  5. (۵) حکایت مرد ترسا که مسلمان شدیکی ترسا مسلمان گشت و پیروز
  6. (۶) حکایت امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنهعمر یک جزو از توریت بگرفت
  7. (۷) حکایت گبر که پُل ساختیکی گبری که بودی پیر نامش
  8. (۸) سؤال مرد درویش از جعفر صادقمگر پرسید آن درویش حالی
همه‌ی بخش پنجم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.