پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش پنجم

(۵) حکایت مرد ترسا که مسلمان شد

یکی ترسا مسلمان گشت و پیروز

بمی خوردن شد آن جاهل دگر روز

چو مادر مست دید او را ز دردی

بدو گفت ای پسر آخر چه کردی

که شد آزرده عیسی زود ازتو

محمّد ناشده خشنود از تو

مخنّث وار رفتن ره نکو نیست

که هر رعنا مزاجی مرد او نیست

بمردی رَو دران دینی که هستی

که نامردیست در دین بت پرستی

ادامه‌ی بخش پنجم

  1. (۷) حکایت گبر که پُل ساختیکی گبری که بودی پیر نامش
  2. (۸) سؤال مرد درویش از جعفر صادقمگر پرسید آن درویش حالی
  3. (۹) گفتار آن مجنون در نمازی که یک نان نیرزدیکی مجنون که رفتی در ملامت
  4. (۱۰) حکایت دیوانه و نماز جمعهیکی دیوانه بود از اهل رازی
همه‌ی بخش پنجم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.