پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بلبل نامه

بخش ۵ - گفتار بلبل با گل و غنیمت دانستن وصال

به گل بلبل همی گفت ای دل افروز

چراغ مهربانی را برافروز

بیا کامشب شب ناز و نیاز است

چو زلف ماهرویان شب دراز است

غنیمت دان شبی با یار تا روز

به هم گفتن بسی اسرار جان سوز

دو یار مهربان چون راز گویند

حکایتهای رفته باز گویند

بهشت جاودان جز آن نفس نیست

ولی کس را بدان دم دسترس نیست

ادامه‌ی بلبل نامه

  1. بخش ۷ - نصیحت گفتن باز بلبل را درآمدن بحضرت سلیمان علیه السلام و ملازمت شاه عادل عالم کردنسپاه روز روشن چون برآمد
  2. بخش ۸ - حکایتبه نزد خانهٔ دستور کشور
  3. بخش ۹ - جواب دادن بلبل باز را و استغنا نمودن اوجوابش داد هشیار سخنگوی
  4. بخش ۱۰ - درشتی نمودن باز بلبل را و خواندن بسلیمان علیه السلامبه بلبل گفت بشنو تا چه گویم
  5. بخش ۱۱ - عجز آوردن بلبل به پیش باز و دستوری طلبیدن اوبدو گفت ای تو هم نیش و توهم نوش
  6. بخش ۱۲ - پیغام فرستادن بلبل به‌دست باد صبا و اشتیاق او به گلچو می‌رفتند بر بالای کهسار
  7. بخش ۱۳ - فغان کردن گل در هجر بلبل و شکایت از روزگارنسیم صبحدم آمد به گلشن
  8. بخش ۱۴ - آوردن باز بلبل را و خدمت نمودن او و مدح سلیمان گفتن و عذر آوردن اوچو باز آمد به درگاه سلیمان
همه‌ی بلبل نامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.