پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بلبل نامه

بخش ۱۱ - عجز آوردن بلبل به پیش باز و دستوری طلبیدن او

بدو گفت ای تو هم نیش و توهم نوش

بمن رسوای عالم پرده درپوش

چو کردی لطف و بنمودی بزرگی

چو شیران رحم کن بگذر ز گرگی

مرا بگذار تا بهر سلیمان

بسازم تحفهٔ مدح از دل و جان

که شرط مرد دانا این چنین است

به هر کاری که باشد پیشه این است

خردمندان چو آیند نزد شاهان

به نظم آرند دعای صبحگاهان

سه چیز آید وسیلت نزد شاهان

هنر یا مال یا مرد سخندان

هر آن کس کو تهی‌دستی نماید

همیشه کار او پستی نماید

من از مال و هنر چیزی ندارم

ولی گنج سخن دارم بیارم

به بلبل گفت هین میساز و میرو

ز هر چیزی که داری کهنه و نو

چو ره پیش است ما از پس چرائیم

اگر چه خسته بال و بسته پائیم

بیا تا پای بگشائیم یک ره

به فرق سر به پیمائیم یک ره

زمین بوسیم در بزم جهاندار

دعای دولتش گوئیم صد بار

ادامه‌ی بلبل نامه

  1. بخش ۱۳ - فغان کردن گل در هجر بلبل و شکایت از روزگارنسیم صبحدم آمد به گلشن
  2. بخش ۱۴ - آوردن باز بلبل را و خدمت نمودن او و مدح سلیمان گفتن و عذر آوردن اوچو باز آمد به درگاه سلیمان
  3. بخش ۱۵ - منع کردن سلیمان بلبل را از خوردن شراب و فواید آنسلیمان گفت ای مرغ سخندان
  4. بخش ۱۶ - حکایت هاروت و ماروتشنیدی قصهٔ هاروت و ماروت
  5. بخش ۱۷ - گفتار بلبل به حضرت سلیمان که یا نبی الله مستی ما از جام معنی است نه از می صورتجوابش داد بلبل کای پیمبر
  6. بخش ۱۸ - تمثیل آوردن بلبل منصور و اناالحق گفتن او را در حالت عشقاز آن یک جرعه می‌دادند منصور
  7. بخش ۱۹ - ملامت کردن سلیمان مرغان را و ستایش بلبل بر جملۀ مرغانسلیمان چون ز بلبل قصه بشنید
  8. بخش ۲۰ - حکایت گربه و موش و بادهشبی موشی طلب می‌کرد روزی
همه‌ی بلبل نامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.