پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بلبل نامه

بخش ۲۰ - حکایت گربه و موش و باده

شبی موشی طلب می‌کرد روزی

چو موران پا نهاده بهر روزی

به گرد خانهٔ خمار گردید

ز بهر گندم و گندم نمی‌دید

شراب ناب دید استاده در خم

بخورد آن باده را از حرص گندم

دو سه باده بخورد و مست شد گفت

ندارم من به مردی در جهان جفت

چو من دیگر کجا باشد به مردی‌؟

بود عالم به پیش من به گردی

اگر عالم همه گردد زره پوش

به نزد من کنند مردی فراموش

بگیرم جمله عالم را به شمشیر

ببندم پای شیران را به زنجیر

همه عالم به زیر حکم آرم

ز کس من یکسر مو غم ندارم

نباشد هیچ شاهی همسر من

ندارد کوه پای لشکر من

پلنگان جمله از من ترسناکند

به پیش پای من مانند خاکند

ازین پس گربهٔ گرگین که باشد‌؟!

که موشان را به پنجه سر خراشد‌؟

بفرمایم به موشان وقت غیرت

که آویزند سرش از دار عبرت

قضا را گربه می‌آمد ز نخجیر

به خون موش می‌غرید چون شیر

همان دستان همی‌زد موش سرمست

درآمد گربه و در موش زد دست

همی‌مالید گربه موش را گوش

همی‌بوسید دست گربه را موش

به زیر پای کامش نرم می‌کرد

همی افزود او را محنت و درد

ز حسرت دست‌ها بر سر همی‌گفت

ز دیده اشک می‌بارید و می‌گفت

خدا را ای شه شیران عالم

ستم بر ما مکن بنگر به حالم

اگر من نیستم آخر تو هستی

مکن بر نیستی چندین تو هستی

اگر خونم بریزی می‌توانی

به پای خود سر آوردم تو دانی

ز چاکر چون خطا آید به مستی

کند عفو خداوندیش هستی

به مستی ژاژ خاییدم من اینجا

نگویم من دگر هرگز چنین‌ها

به مستی جمله رندان در خرابات

همی گویند بیهوده خرافات

به مستی هرچه گفتم عذر خواهم

اگر بیراه رفتم هم به راهم

ازین پس بندهٔ کوی تو باشم

اگر باشم دعاگوی تو باشم

چو کار از دست رفت و مرد شد مست

نداند هرچه گوید مرد سرمست

نباشد در حسابی هرچه گوید

مراد خاطر خود هرزه جوید

کنونم عفو کن از روی یاری

که ما را از ترحم غمگسار‌ی

جوابی داد گربه موش را گفت

تو دزدی‌، نیست در دزدی ترا جفت

ادامه‌ی بلبل نامه

  1. بخش ۲۲ - آمدن مرغان بدیوان و دیدن ایشان بلبل را و از هیبت او خاموش شدن ایشان رابه دیوان آمدند مرغان چو دیوان
  2. بخش ۲۳ - جواب دادن بلبل سلیمان(ع) را که هر مرغ لائق اسرار توحید نیستجوابش داد و گفت ای چشمهٔ نور
  3. بخش ۲۴ - آمدن سیمرغ به خدمت سلمیان و نموداری حال گفتن به بلبلتو سیمرغی و یک مرغت هنر نیست
  4. بخش ۲۵ - حکایتشنیدستم من از پیر خردمند
  5. بخش ۲۶ - حکایتشنیدستم که در عهد گذشته
  6. بخش ۲۷ - مجادلهٔ بلبل با باز که از غرور و پندار کاری بر نیاید جز به خدمت پیربیا ای باز تند و تیز پرواز
  7. بخش ۲۸ - خطاب بلبل به طوطی و نصیحت کردن او را بخدمت پیربه طوطی گفت ای مرغ شکرخوار
  8. بخش ۲۹ - حکایتشنیدستم من از پیر فتوت
همه‌ی بلبل نامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.