پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۹۰

زان شب که نشستیم به هم با طربی

کردیم فراق را به وصلت ادبی

بس روز که برخاسته‌ام با تک و تاز

در آرزوی چنان نشستی و شبی

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۹۲دوش ارنه وقارت به زمین پیوستی
  2. رباعی شمارهٔ ۳۹۳دوش از سر درد نیستی در مستی
  3. رباعی شمارهٔ ۳۹۴گر دل پی یار گیردی نیکستی
  4. رباعی شمارهٔ ۳۹۵گر شعر در مراد می‌بگشادی
  5. رباعی شمارهٔ ۳۹۶ای دل تو بسی که از غمش خون خوردی
  6. رباعی شمارهٔ ۳۹۷با دل گفتم گرد بلا می‌گردی
  7. رباعی شمارهٔ ۳۹۸در کفر گریزم ار تو ایمان گردی
  8. رباعی شمارهٔ ۳۹۹دی در چمن آن زمان که طوفی کردی
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.