پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۹۹

دی در چمن آن زمان که طوفی کردی

با گل گفتم کز آن شرابی خوردی

گل گفت که سهل بود گفتم که برو

چون جامه دریدی ز چه رنگ آوردی

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۰۱دیروز که در سرای عالی بودی
  2. رباعی شمارهٔ ۴۰۲گر همت من دل به جهان برنهدی
  3. رباعی شمارهٔ ۴۰۳هر شب بت من به وقت باد سحری
  4. رباعی شمارهٔ ۴۰۴کویی که درو مست و بهش درگذری
  5. رباعی شمارهٔ ۴۰۵ای شب چو ز نالهای من بی‌خبری
  6. رباعی شمارهٔ ۴۰۶دل سیر نگرددت ز بیدادگری
  7. رباعی شمارهٔ ۴۰۷با دلبرم از زبان باد سحری
  8. رباعی شمارهٔ ۴۰۸ای دل بنشین به عافیت کو داری
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.