پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۰۷

با دلبرم از زبان باد سحری

گل گفت نیایی به چمن درنگری

گفت آیم اگر تو جامه بر خود ندری

چون رنگ آری به خنده بیرون نبری

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۰۹مسعود قزل مست نه‌ای هشیاری
  2. رباعی شمارهٔ ۴۱۰گفتی که به هر قطعه مرا هر باری
  3. رباعی شمارهٔ ۴۱۱ای دل به غم عشق بدین دشواری
  4. رباعی شمارهٔ ۴۱۲بر سنگ قناعت ار عیاری داری
  5. رباعی شمارهٔ ۴۱۳در بنده به دیدهٔ دگر می‌نگری
  6. رباعی شمارهٔ ۴۱۴چون چنگ خودم به عمری ار بنوازی
  7. رباعی شمارهٔ ۴۱۵چون صبح درآمد به جهان‌افروزی
  8. رباعی شمارهٔ ۴۱۶بر جان منت نیست دمی دلسوزی
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.