پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۹۳

دوش از سر درد نیستی در مستی

گفتم فلکا نیست شدم گر هستی

گفت این چه علی لاست که بر ما بستی

بوطالب نعمه بر زبان ران رستی

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۹۵گر شعر در مراد می‌بگشادی
  2. رباعی شمارهٔ ۳۹۶ای دل تو بسی که از غمش خون خوردی
  3. رباعی شمارهٔ ۳۹۷با دل گفتم گرد بلا می‌گردی
  4. رباعی شمارهٔ ۳۹۸در کفر گریزم ار تو ایمان گردی
  5. رباعی شمارهٔ ۳۹۹دی در چمن آن زمان که طوفی کردی
  6. رباعی شمارهٔ ۴۰۰جانا بر نور شمع دود آوردی
  7. رباعی شمارهٔ ۴۰۱دیروز که در سرای عالی بودی
  8. رباعی شمارهٔ ۴۰۲گر همت من دل به جهان برنهدی
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.