پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۱۹

با گل گفتم ابر چرا می‌گرید

ماتم‌زده نیست بر کجا می‌گرید

گل گفت اگر راست همی باید گفت

بر عمر من و عهد شما می‌گرید

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۲۱شد عمر و زمانه را جوادی نرسید
  2. رباعی شمارهٔ ۲۲۲گویی که میفکن دبه در پای شتر
  3. رباعی شمارهٔ ۲۲۳رای تو که آفتاب فضلست و هنر
  4. رباعی شمارهٔ ۲۲۴ای عشق به جز غمم رفیقی دگر آر
  5. رباعی شمارهٔ ۲۲۵دی ما و می و عیش خوش و روی نگار
  6. رباعی شمارهٔ ۲۲۶در دست غمت دلم زبونست این بار
  7. رباعی شمارهٔ ۲۲۷دل محنت تازه چاشنی کرد آخر
  8. رباعی شمارهٔ ۲۲۸بر من شب هجر تو سرآید آخر
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.