پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۶۷ - در شکایت و طلب احسان از مخدوم

ای خداوندی کز غایت احسان و سخا

ابر در جنب کفت باطل و دریا زورست

جود و بخل از کف تو هر دو مخنث شده‌اند

مگرش طبع سقنقور و دم کافورست

بنده را خدمت پیوستهٔ ده ساله مگیر

کز قرابات نفور و ز وطن مهجورست

ده قصیده است و چهل قطعه همه مدحت تو

که به اطراف جهان منتشر و مشهورست

با چنین سابقه کس را به چنین روز که دید

کز غم راتبه روزش چو شب دیجورست

سعی کن سعی که در باب چنین خدمتگار

سعی تو اندک و بسیار همه مشکورست

بر سرش سایه فکن هین که در افواه افتاد

که ز تقصیر فلان کار فلان بی‌نورست

اندرین شدت گرما که ز تاثیر تموز

بانگ جزد از تف خورشید چو نفخ صورست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۶۹ - در مرثیهرئیس دولت و دین ای اسیر دست اجل
  2. شمارهٔ ۷۰ - در نصیحتاعتقادی درست دار چنانک
  3. شمارهٔ ۷۱ - لغزیست که در طلب خربزه گفتهای کریمی که در زمین امید
  4. شمارهٔ ۷۲ - شراب خواهدای بزرگی که جود بحر محیط
  5. شمارهٔ ۷۳با خرد گفتم که دستور جهان
  6. شمارهٔ ۷۴تو کس خواجه‌ای و هرکه چو تو
  7. شمارهٔ ۷۵ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانیبوالحسن ای کسی که در احسان
  8. شمارهٔ ۷۶ - لطیفهای سروری که کوکبهٔ کبریات را
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.