پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۷۱ - لغزیست که در طلب خربزه گفته

ای کریمی که در زمین امید

هرچه رست از سحاب جود تو رست

لغزی گفته‌ام که تشبیهش

هست زاحوال بدسگال تو چست

آنچه از پارسی و تازی او

چون مرکب کنی دو حرف نخست

در مزان هرکه بیندش گوید

نامی از نامهای دشمن تست

باز چون با ز پارسیش افتاد

در ... مادرش چه سخت و چه سست

وانچه باقی بماند از تازیش

هست همچون شمایلش به درست

مر مرا در شبی که خدمت تو

روی بختم به آب لطف بشست

داده‌ای آن عدد که بر کف راست

پشت ابهام از رکوع آن جست

بده ار پخته شد و گر نی نی

نه تو در بصره‌ای نه من در بست

در دو هستیت نیستی مرساد

تا که مرفوع هست باشد هست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۷۳با خرد گفتم که دستور جهان
  2. شمارهٔ ۷۴تو کس خواجه‌ای و هرکه چو تو
  3. شمارهٔ ۷۵ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانیبوالحسن ای کسی که در احسان
  4. شمارهٔ ۷۶ - لطیفهای سروری که کوکبهٔ کبریات را
  5. شمارهٔ ۷۷ - در حضرت مخدوم بار خواهدای به همت بر آفتابت دست
  6. شمارهٔ ۷۸انوری را ز حرص خدمت تو
  7. شمارهٔ ۷۹ - مطایبهدی گفت به طنز نجم قوال
  8. شمارهٔ ۸۰ - طلب امداد مهم خود کندای بزرگی که در بزرگی و جاه
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.