پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۷۷ - در حضرت مخدوم بار خواهد

ای به همت بر آفتابت دست

آسمان با علو قدر تو پست

بهتر از گوهر تو دست قضا

هیچ پیرایه بر زمانه نبست

هیچ دل با تو بد نشد که فلک

آرزوهاش در جگر نشکست

هیچ سر آستان تو بنسود

که کله گوشه بر سپهر نخست

باز در طاعت تو کبک نواز

دیو در دولت تو حرزپرست

آن شهابست کلک مسرع تو

که ازو هیچ دیو فتنه نجست

ابر عدل تو نایژه بگشاد

گرد تشویش از جهان بنشست

همتت دامن کرم بفشاند

آز هم در زمان ز فاقه برست

ای به جایی که از علو بفکند

بیم دست تو چرخ را از دست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۷۹ - مطایبهدی گفت به طنز نجم قوال
  2. شمارهٔ ۸۰ - طلب امداد مهم خود کندای بزرگی که در بزرگی و جاه
  3. شمارهٔ ۸۱ - در مدح منصور عامرهر جمال و شرف که دارد ملک
  4. شمارهٔ ۸۲ - ستایش بزم مخدوم کنداین مجلس خواجهٔ جهانست
  5. شمارهٔ ۸۳به خدایی که بذل جان او را
  6. شمارهٔ ۸۴ - در قناعت و آزادگیآلودهٔ منت کسان کم شو
  7. شمارهٔ ۸۵ - در مدح سعدالدین و کیفیت سقطه و حسب حال خودای سعد سپهر دین کجایی
  8. شمارهٔ ۸۶ - در مدح صاحب جمال‌الدین محمد و شکایت از روزگارکمال دین محمد محمد آنکه برای
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.