پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۶۹ - در مرثیه

رئیس دولت و دین ای اسیر دست اجل

شدی و رفت بهین حاصل جهان از دست

زمانه نی در مردی در کرم بشکست

سپهر نی دم شخصی دم هنر دربست

دلم حریق وفاتت چو کرد خاکستر

یتیم‌وار برو جان به ماتمت بنشست

فغان ز عادت این رنج ساز راحت سوز

فغان ز گردش این جان شکار جورپرست

که صورتی که به عمری نگاشت خود بسترد

که گوهری که به سی سال سفت خود بشکست

زمانه عقد کمالی گسست و ای دریغ

که آسمان نتواند نظیر آن پیوست

ز دامگاه عناصر چه فایده‌ست بگو

وزین کشنده دو دام سیه سپید که هست

که روزگار پس از انتظار نیک دراز

بدین دو دام همین مرغ صید کرد و بجست

اگرچه در غم هجرت به نوک ناخن اشک

نماند مردمک دیده‌ای که دیده نخست

وگرچه هیچ شبی نیست تا ز دست دماغ

هزار دیده نگردد ز اشک میگون مست

زبان حال همی گوید اینت مقبل مرد

که از چه عید و عروسی کرانه کرد و برست

تو پروریدهٔ کابوک آسمان بودی

از آن قرار نکردی در آشیانهٔ پست

زمانه دل به تو زان درنبست می‌دانست

که ماهی فلکی را فرو نگیرد شست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۷۱ - لغزیست که در طلب خربزه گفتهای کریمی که در زمین امید
  2. شمارهٔ ۷۲ - شراب خواهدای بزرگی که جود بحر محیط
  3. شمارهٔ ۷۳با خرد گفتم که دستور جهان
  4. شمارهٔ ۷۴تو کس خواجه‌ای و هرکه چو تو
  5. شمارهٔ ۷۵ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانیبوالحسن ای کسی که در احسان
  6. شمارهٔ ۷۶ - لطیفهای سروری که کوکبهٔ کبریات را
  7. شمارهٔ ۷۷ - در حضرت مخدوم بار خواهدای به همت بر آفتابت دست
  8. شمارهٔ ۷۸انوری را ز حرص خدمت تو
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.