پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۶۶

تا مشقت ره طاعت نبرد هرگز گفت

که ز آمد شد خدمت عصبم رنجورست

چون چنان شد که به هر گام دوره بنشیند

گر به خدمت نرسد در دو جهان معذورست

همه جور من از این کهنه دو صندوق تهیست

که به پریش گمان همه کس مغرورست

خانه چون خانهٔ بوبکر ربابیست ولیک

اندرو هیچ طرب نیست که بی‌طنبورست

ای دریغا که برون رفت بدر عمر و هنوز

در و دیوار تمنی همه نامعمورست

حال او دور مشو با کرم خویش بگو

تات گوید که چنین‌ها ز مروت دورست

صلت و بخشش و مرسوم و مواجب بگذار

آخر ار مزد نباشد کم اگر مزدورست

عید بگذشت و عروسی شد و سور آمده گیر

زانکه کابین شود آن را خلفی مقدورست

دانم این قطعه چو برخواند خواهد گفتن

تا چنین عید و عروسی است چه جای سورست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۶۸ - در هجاشمس را چیزکی است بر گردن
  2. شمارهٔ ۶۹ - در مرثیهرئیس دولت و دین ای اسیر دست اجل
  3. شمارهٔ ۷۰ - در نصیحتاعتقادی درست دار چنانک
  4. شمارهٔ ۷۱ - لغزیست که در طلب خربزه گفتهای کریمی که در زمین امید
  5. شمارهٔ ۷۲ - شراب خواهدای بزرگی که جود بحر محیط
  6. شمارهٔ ۷۳با خرد گفتم که دستور جهان
  7. شمارهٔ ۷۴تو کس خواجه‌ای و هرکه چو تو
  8. شمارهٔ ۷۵ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانیبوالحسن ای کسی که در احسان
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.