پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۲۵ - لطیفه

مرا دی یاسمن پیغام دادست

به تو ای صاحب و صدر یگانه

ز هر نوعی سخن گفته‌ست پنهان

غرض را درج کرده در میانه

چه فرمایی کنون پیغام او را

به سمع تو رساند بنده یانه

مرا گفته‌ست فردا کاتش صبح

زند از کورهٔ مشرق زبانه

بگو او را که می‌گوید فلانی

که ای خلقت چو جودت بی‌کرانه

چو در سالی مرا ده روز افزون

نباشد نوبت از گشت زمانه

پس از ده روز خود تاخیر کردم

شوم تا سال دیگر آفسانه

کنون درخواستی دارم ز خلقت

همانا ناورد با من بهانه

دو روزک نیز در صحن چمن آی

بگو تا مطرب آرند و چغانه

به زیر سایهٔ گل شادمان باش

مرا از لطف خود کن شادمانه

چون من بهر تو آیم خوب نبود

من اندر باغ و تو در تاب خانه

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۲۷ - در نصیحت نفس خودانوری شعر و حرص دانی چیست
  2. شمارهٔ ۴۲۸ - از لالابک تقاضایی کندای جهان را دفین به دست تو در
  3. شمارهٔ ۴۲۹ - شراب خواهدای رخ و فرزین نهاده چرخ را در حل و عقد
  4. شمارهٔ ۴۳۰ - در طلب حضور دوستی گویدندارد مجلس ما بی‌تو نوری
  5. شمارهٔ ۴۳۱ - در مدح و تهنیتای جهان را موسم آزادگی ایام تو
  6. شمارهٔ ۴۳۲ - شراب خواهدای مقصد کشور چهارم
  7. شمارهٔ ۴۳۳ - در طلب جوای ز قدر تو آسمان در گو
  8. شمارهٔ ۴۳۴ - قطعهٔ زیر از حکیم شجاعی است که به انوری نوشته استای انوری تویی که به فضل و هنر سزند
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.