پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۲۷ - در نصیحت نفس خود

انوری شعر و حرص دانی چیست

این یکی طفل و آن دگر دایه

پایهٔ حرص کدیه و طمعند

تا نگردی به گرد آن پایه

تاج داری خروس وار از علم

چه کنی همچو ماکیان خایه

گردن و گوش نفس مردم را

همت آمد بهینه پیرایه

عمر تو گوهری گران‌مایه است

تو یکی شاعر گران‌سایه

بیش بر یاد ژاژ شعر مده

ای گران‌سایه آن گران‌مایه

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۲۹ - شراب خواهدای رخ و فرزین نهاده چرخ را در حل و عقد
  2. شمارهٔ ۴۳۰ - در طلب حضور دوستی گویدندارد مجلس ما بی‌تو نوری
  3. شمارهٔ ۴۳۱ - در مدح و تهنیتای جهان را موسم آزادگی ایام تو
  4. شمارهٔ ۴۳۲ - شراب خواهدای مقصد کشور چهارم
  5. شمارهٔ ۴۳۳ - در طلب جوای ز قدر تو آسمان در گو
  6. شمارهٔ ۴۳۴ - قطعهٔ زیر از حکیم شجاعی است که به انوری نوشته استای انوری تویی که به فضل و هنر سزند
  7. شمارهٔ ۴۳۵ - انوری در جواب شجاع‌الدین خالد بلخی گفته و عذر تقصیر خواسته استشجاعی ای خط و شعر تو دام و دانهٔ عقل
  8. شمارهٔ ۴۳۶ - ستایش سرای مجدالدین ابوالحسن عمرانیاین همایون در فرخنده‌سرای
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.