پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۲۱ - در طلب سرکه و آبکامه

ای حکم ترا قضای یزدان

داده چو قدر گشادنامه

تو عمدهٔ ملکی و ممالک

لوحست و کفایت تو خامه

در خاک نهاده آب و آتش

پیش سخط تو بارنامه

در جنب کفت سیاه‌کامه است

حاشا فلک کبود جامه

آن شب که در آن جناب میمون

با عیش چنان مع‌الغرامه

در حجر گک نصیر خباز

بودیم چه خاصه و چه عامه

از چنگ خیال پر سماتی

وز باده دماغ پر شمامه

بر دست چپم یگانه‌ای بود

در کسوت جبه و عمامه

او را بطلب بگو چه کردی

ما را بدو وعده شادکامه

در آتش صبر چند باشم

ساکن چو سمندر و نعامه

این قصه چنین بر آب منویس

هم سرکه بده هم آبکامه

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۲۳ - معما در مدح رشیدالدینخرد دوش از من بپرسید و گفتا
  2. شمارهٔ ۴۲۴ - شراب خواهدای بر سر سروران یگانه
  3. شمارهٔ ۴۲۵ - لطیفهمرا دی یاسمن پیغام دادست
  4. شمارهٔ ۴۲۶ - از کریم‌الدین شراب خواهدمنم امروز و شاهدی زیبا
  5. شمارهٔ ۴۲۷ - در نصیحت نفس خودانوری شعر و حرص دانی چیست
  6. شمارهٔ ۴۲۸ - از لالابک تقاضایی کندای جهان را دفین به دست تو در
  7. شمارهٔ ۴۲۹ - شراب خواهدای رخ و فرزین نهاده چرخ را در حل و عقد
  8. شمارهٔ ۴۳۰ - در طلب حضور دوستی گویدندارد مجلس ما بی‌تو نوری
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.