پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۶۲ - التماس کفش کند

فخر دین یک التماسست از توام

روزها شد تا همی پنهان کنم

خرده اکنون در میان خواهم نهاد

بر تو و بر خویشتن آسان کنم

کبشکی داری اگر بخشی به من

خویشتن در پیش تو قربان کنم

شکرهای آن کنم وانگاه چه

تا به کی تا کائنا من کان کنم

ور بفرمایی که دندان برکشم

سهل باشد برکشم فرمان کنم

بر میانم گر معد نبود خلال

چوبکی یابم که در دندان کنم

لیک از این پس در میان دوستانت

بس مساوی کز برای آن کنم

چیزهایی گویمت حقا که سگ

نان نبوید نیز اگر بر نان کنم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۶۴ - در نصیحتغم به تکلف به سر من مبار
  2. شمارهٔ ۳۶۵ - در اشتیاقبه خدایی که در موجودات
  3. شمارهٔ ۳۶۶ - در عزلت و قناعت و جواب سائلی که از حکیم قصهٔ شعر گفتنش پرسید گویددی مرا عاشقکی گفت غزل می‌گویی
  4. شمارهٔ ۳۶۷کارها را طلب مکن غایت
  5. شمارهٔ ۳۶۸به خدایی که قائمست به ذات
  6. شمارهٔ ۳۶۹ - در ریاضت خاطرچون من به ره سخن فراز آیم
  7. شمارهٔ ۳۷۰ - مذمت ممدوحی که وعدهٔ صله بدو داده و وفا نکردهکردگارا مشته رندی ده جهان را خوش تراش
  8. شمارهٔ ۳۷۱ - در مدحای غلامت چو شاد بخت فلک
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.