پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۶۱

لنگ خواهی مرا روا باشد

دل از این من چگونه تنگ کنم

تا ترا من به قلتبانی تو

حاش لله که هیچ ننگ کنم

آن ترا از زن و مرا ز خدا

چون به میزان خود به سنگ کنم

تو بدان صلح کرده‌ای با زن

من بدین با خدای جنگ کنم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۶۳ - در حسب حالاز سخنهای عذب شکر طعم
  2. شمارهٔ ۳۶۴ - در نصیحتغم به تکلف به سر من مبار
  3. شمارهٔ ۳۶۵ - در اشتیاقبه خدایی که در موجودات
  4. شمارهٔ ۳۶۶ - در عزلت و قناعت و جواب سائلی که از حکیم قصهٔ شعر گفتنش پرسید گویددی مرا عاشقکی گفت غزل می‌گویی
  5. شمارهٔ ۳۶۷کارها را طلب مکن غایت
  6. شمارهٔ ۳۶۸به خدایی که قائمست به ذات
  7. شمارهٔ ۳۶۹ - در ریاضت خاطرچون من به ره سخن فراز آیم
  8. شمارهٔ ۳۷۰ - مذمت ممدوحی که وعدهٔ صله بدو داده و وفا نکردهکردگارا مشته رندی ده جهان را خوش تراش
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.