پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۶۴ - در نصیحت

غم به تکلف به سر من مبار

زانکه به سعی تو تن آسان شوم

من خود اگر مادر غم اژدهاست

تا که بزاید به سر آن شوم

پرسی و گویی که ز من بد مگوی

روز دگر با تو دگرسان شوم

چون تو نیم من که به هر خورده‌ای

گه به فلان گاه به بهمان شوم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۶۶ - در عزلت و قناعت و جواب سائلی که از حکیم قصهٔ شعر گفتنش پرسید گویددی مرا عاشقکی گفت غزل می‌گویی
  2. شمارهٔ ۳۶۷کارها را طلب مکن غایت
  3. شمارهٔ ۳۶۸به خدایی که قائمست به ذات
  4. شمارهٔ ۳۶۹ - در ریاضت خاطرچون من به ره سخن فراز آیم
  5. شمارهٔ ۳۷۰ - مذمت ممدوحی که وعدهٔ صله بدو داده و وفا نکردهکردگارا مشته رندی ده جهان را خوش تراش
  6. شمارهٔ ۳۷۱ - در مدحای غلامت چو شاد بخت فلک
  7. شمارهٔ ۳۷۲ - در اشتیاقخداوندا همی خواهم که از دل
  8. شمارهٔ ۳۷۳ - از زبان پسران میرداد که یکی طوطی به یک ملقب به ناصرالدین و دیگر عضدالدین است گفته و آنها را ستایش کرده استگیتی به سر سنان گشادیم
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.