پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۷۰ - مذمت ممدوحی که وعدهٔ صله بدو داده و وفا نکرده

کردگارا مشته رندی ده جهان را خوش تراش

تا که از قومی که هم ایشان و هم ما تیشه‌ایم

شعر بردم خواجه را حالی جوابی باز گفت

لفظ و معنی همچنان یعنی که ما هم‌پیشه‌ایم

قصه تا کی گویم از بس خواب خرگوش خسان

راست چون شیران به شب آتش زده در بیشه‌ایم

خاطر از اندیشه عاجز و نقد کیسه این

دیر شد معذور می‌دار اندر آن اندیشه‌ایم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۷۲ - در اشتیاقخداوندا همی خواهم که از دل
  2. شمارهٔ ۳۷۳ - از زبان پسران میرداد که یکی طوطی به یک ملقب به ناصرالدین و دیگر عضدالدین است گفته و آنها را ستایش کرده استگیتی به سر سنان گشادیم
  3. شمارهٔ ۳۷۴ - در تمثیلخصم تو و قاعدهٔ ملک تو
  4. شمارهٔ ۳۷۵ - معماعلم آصف گنج قارون صبر ایوب رسول
  5. شمارهٔ ۳۷۶ - شراب خواهدای ز نور شرابخانهٔ تو
  6. شمارهٔ ۳۷۷ - لغز به اسم سلطان سنجر و بیان آنکه عدد نام سنجر با پیغمبران مرسل یکیستای خردمند اگر گوش سوی من داری
  7. شمارهٔ ۳۷۸ - در طلب عفوبزرگا گر خطایی کرده آمد
  8. شمارهٔ ۳۷۹ - مطایبهچو غزنینی به محشر زنده گردد
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.