پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۳۰ - الب ارغو یکی از ممدوحان حکیم را میل کشیدند در آن باب گفته است

شاها بدیده‌ای که دلم را خدای داد

در دیدهٔ تو معنی نیکو بدیده‌ام

چون کردگار ذات شریفت بیافرید

گفت ای کسی که بر دو جهانت گزیده‌ام

راضی بدان نیم که به غیری نگه کنی

زیرا که از برای خودت پروریده‌ام

چشم جهانیان ز پی دیدن جهان

وان تو بهر دیدن خویش آفریده‌ام

تکحیل آن ز هیچ‌کس اندر جهان مدان

کان کحل غیرتست که من درکشیده‌ام

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۳۲ - در نقدی که یکی از امرا در مرثیهٔ سیدابوطالب نعمه بدو کرده بود گویدبه نظم مرثیه‌ای در که چون ز موجب آن
  2. شمارهٔ ۳۳۳ - قاضی حمیدالدین در مدح حکیم گفته و بدو فرستادهاوحدالدین انوری ای من مرید طبع تو
  3. شمارهٔ ۳۳۴ - انوری در جواب این قطعه گفته و او را ستوده استبه حمد و ثنا چون کنم رای نظمی
  4. شمارهٔ ۳۳۵ - به شخصی تکلف فرمایدامیر زنگی چون بامداد باز آید
  5. شمارهٔ ۳۳۶ - از دوستی سیم گرمابه خواهددوش در خواب دیو شهوت را
  6. شمارهٔ ۳۳۷ - در تقاضاشعری بسان دیبهٔ زربفت بافتم
  7. شمارهٔ ۳۳۸ - در عذر غیبت از مجلس مخدوممن بدعهد را چه می‌گویی
  8. شمارهٔ ۳۳۹ - فی‌الاشتیاقبه خدایی که عقل کلی را
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.