پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۲۹ - ستایش ملک‌الشعرا ارشدالدین

هیچ دانی ارشدالدین کز کف و طبع تو دوش

من چه شربتهای آب زندگانی خورده‌ام

آن ندانم تا تو چون پرورده‌ای آن قطعه را

این همی دانم که من زان قطعه جان پرورده‌ام

گرچه ایمانم بدان خاطر قوی بوده است و هست

راستی به دوش ایمانی دگر آورده‌ام

تا تو تعیین کرده‌ای یعنی که شعر تست شعر

پاره‌ای بر گفتهٔ خود اعتمادی کرده‌ام

نام من گسترده شد یکبارگی از نظم تو

ای مزید آورده بر نامی که من گسترده‌ام

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۳۱ - از بزرگی درخواست کاغذ سپید کندزندگانی مجلس سامی در اقبال تمام
  2. شمارهٔ ۳۳۲ - در نقدی که یکی از امرا در مرثیهٔ سیدابوطالب نعمه بدو کرده بود گویدبه نظم مرثیه‌ای در که چون ز موجب آن
  3. شمارهٔ ۳۳۳ - قاضی حمیدالدین در مدح حکیم گفته و بدو فرستادهاوحدالدین انوری ای من مرید طبع تو
  4. شمارهٔ ۳۳۴ - انوری در جواب این قطعه گفته و او را ستوده استبه حمد و ثنا چون کنم رای نظمی
  5. شمارهٔ ۳۳۵ - به شخصی تکلف فرمایدامیر زنگی چون بامداد باز آید
  6. شمارهٔ ۳۳۶ - از دوستی سیم گرمابه خواهددوش در خواب دیو شهوت را
  7. شمارهٔ ۳۳۷ - در تقاضاشعری بسان دیبهٔ زربفت بافتم
  8. شمارهٔ ۳۳۸ - در عذر غیبت از مجلس مخدوممن بدعهد را چه می‌گویی
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.