پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۲۱ - در وصف کوشک و سرای مجدالدین ابوالحسن عمرانی

حبذا کارنامهٔ ارژنگ

ای بهار از تو رشک برده به رنگ

صحنت از صحن خلد دارد عار

سقفت از سقف چرخ دارد ننگ

داده رنگ ترا قضا ترکیب

کرده نقش ترا قدر بی‌رنگ

صورت قندهار پیش تو زشت

عرصهٔ روزگار نزد تو تنگ

وحش و طیرت به صورت و به صفت

همه همواره در شتاب و درنگ

تیر ترکانت فارغست از تاب

تیغ گردانت ایمنست از زنگ

داعی زایر صریر درت

هم ز یک خطوه هم ز یک فرسنگ

حاکی مطربان خمت به صدا

هم در آن پرده هم بر آن آهنگ

لب نائیت می‌سراید نای

دست چنگیت می‌نوازد چنگ

بوده بر یاد خواجه بی‌گه و گاه

جام ساقیت پر شراب چو زنگ

مجد دین بوالحسن که فرهنگش

خاک را فر دهد هوا را هنگ

آنکه عدلش در انتظام امور

شکل پروین دهد به هفتو رنگ

وانکه سهمش در انتقام حسود

ناف آهو کند چو کام نهنگ

تا بود پشت و روی کار جهان

گه شکر در مذاق و گاه شرنگ

باد پیوسته از سرشک حسد

روی بدخواه تو چو پشت پلنگ

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۲۳ - در مطایبهگویند که در طوس گه شدت گرما
  2. شمارهٔ ۳۲۴ - سخن کمالی را ستایدشعرهای کمالی آن به سخن
  3. شمارهٔ ۳۲۵ - در مطایبهتا نشست خواجه در گلشن بود
  4. شمارهٔ ۳۲۶ - در بیان حال خودخاطری چون آتشم هست و زبانی همچو آب
  5. شمارهٔ ۳۲۷ - التماس انعامای ترا آفتاب حاجب بار
  6. شمارهٔ ۳۲۸تکلف میان دو آزاده مرد
  7. شمارهٔ ۳۲۹ - ستایش ملک‌الشعرا ارشدالدینهیچ دانی ارشدالدین کز کف و طبع تو دوش
  8. شمارهٔ ۳۳۰ - الب ارغو یکی از ممدوحان حکیم را میل کشیدند در آن باب گفته استشاها بدیده‌ای که دلم را خدای داد
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.