پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۲۳ - در مطایبه

گویند که در طوس گه شدت گرما

از خانه به بازار همی شد زنکی لال

بگذشت به دکان یکی پیر حصیری

بر دل بگذشتش که اگر نیست مرا مال

تا چون دگران نطع خرم بهر تنعم

آخر نبود کم ز حصیری به همه حال

بنشست و یکی کاغذکی چکسه برون کرد

حاصل شده از کدیه به جوجو نه به مثقال

گفتا ده ده ده گز حصصیری سره را چند

نه از لللخ و از ککنب وزنه نه نال

شاگرد حصیری چو اداء سخنش دید

گفتش برو ای قحبهٔ چونین به سخن زال

تدبیر نمد کن به نمد گر شو ازیراک

تا نرخ بپرسی تو به دی ماه رسد سال

جان من و آن وعدهٔ نطع تو همین است

از بس که زنی قرعه و گیری به ادا فال

هان بر طبق عرض نهم حاصل این ذکر

هین در ورق هجو کشم صورت این حال

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۲۵ - در مطایبهتا نشست خواجه در گلشن بود
  2. شمارهٔ ۳۲۶ - در بیان حال خودخاطری چون آتشم هست و زبانی همچو آب
  3. شمارهٔ ۳۲۷ - التماس انعامای ترا آفتاب حاجب بار
  4. شمارهٔ ۳۲۸تکلف میان دو آزاده مرد
  5. شمارهٔ ۳۲۹ - ستایش ملک‌الشعرا ارشدالدینهیچ دانی ارشدالدین کز کف و طبع تو دوش
  6. شمارهٔ ۳۳۰ - الب ارغو یکی از ممدوحان حکیم را میل کشیدند در آن باب گفته استشاها بدیده‌ای که دلم را خدای داد
  7. شمارهٔ ۳۳۱ - از بزرگی درخواست کاغذ سپید کندزندگانی مجلس سامی در اقبال تمام
  8. شمارهٔ ۳۳۲ - در نقدی که یکی از امرا در مرثیهٔ سیدابوطالب نعمه بدو کرده بود گویدبه نظم مرثیه‌ای در که چون ز موجب آن
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.