پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۱۵ - شراب خواهد

ای خواجهٔ مبارک بر بندگان شفیق

فریاد رس که خون رهی ریخت جاثلیق

لختی ز خون بچهٔ تاکم فرست از آنک

هم بوی مشک دارد و هم گونهٔ عقیق

تا ما به یاد خواجه دگربار پر کنیم

از باده خون اکحل و قیفال و باسلیق

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۱۷ - در شکایتایا رادی که اندر ناف آهو
  2. شمارهٔ ۳۱۸ - در تمثیلصاحبا از نیکخواه و بدسگالت یک مثال
  3. شمارهٔ ۳۱۹ - در شکرمنعمی بر پیر دهقانی گذشت اندر دهی
  4. شمارهٔ ۳۲۰ - در تعریف عمارت و مدح صاحبای نمودار ارتفاع فلک
  5. شمارهٔ ۳۲۱ - در وصف کوشک و سرای مجدالدین ابوالحسن عمرانیحبذا کارنامهٔ ارژنگ
  6. شمارهٔ ۳۲۲ - قسم بر بی‌گناهیمرگ از آن به که مرا از تو خجل باید بود
  7. شمارهٔ ۳۲۳ - در مطایبهگویند که در طوس گه شدت گرما
  8. شمارهٔ ۳۲۴ - سخن کمالی را ستایدشعرهای کمالی آن به سخن
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.