پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۰ - در مدح سلطان‌الخواتین عصمةالدین مریم

هزار سال زیادت بقای خاتون باد

مه مبارک روزه برو همایون باد

هزار سال به میزان عدل و انصافش

امور دولت و اشغال خلق موزون باد

جهان رفعت و عز و جلال عصمت دین

که عز و عصمت با جانش هر دو مقرون باد

بر آسمان کمالش به هر قران که فتد

هزار سال طواف سعود گردون باد

بر آستان جلالش به هر قدم که نهد

هزار دشمنش اندر زمین چو قارون باد

ز شرم فکرت او روی شمس گلگونست

ز خون دشمن او تیغ چرخ گلگون باد

اگر تصرف گردون به کام او نبود

در انتظار وجود از وجود بیرون باد

وگر تفاخر دریا به دست او نبود

به جای در و گهر در دل صدف خون باد

ایا سخای تو توجیه رزق را قانون

برو مزید نباشد هموش قانون باد

ز رشک وسعت دریای طبع پر گهرت

کنار دریا از آب دیده جیحون باد

به روزگار تو ور هست فتنه فتنهٔ خواب

برو چو بخت حسودست همیشه مفتون باد

زمانه جمله چو بیمار وهم و حادثه‌اند

ز پاس و امن توشان باره باد و معجون باد

جریدهای تواریخ عهد دولت تو

ز رسمهای تو پر درج در مکنون باد

تمنیی که به اقبال روزگارت هست

در انتظار قبول تو باد و اکنون باد

ایا به دست تو در گوهر سخا تضمین

به پای قدر تو در اوج چرخ مضمون باد

خرابه‌ای که ضروریست بر بساط زمین

ز بس عمارت عدلت چو ربع مسکون باد

اگرنه از شکر شکر تو همیشه ترست

مذاق بنده لعابش چو آب افیون باد

به دشمنان تو بر، هرشب از کمین قضا

سپاه حادثه چرخ را شبیخون باد

به بارگاه تو در شیر فرش ایوان را

به خاصیت شرف و فر شیر گردون باد

به خدمت تو درم روزگار میمون گشت

ز جود و جاه تو کت روزگار میمون باد

ز خرمی که دلم عیش تو همی خواهد

بدان همی نرسد فکرتم که آن چون باد

همیشه تا به جهان در کمی و افزونیست

حسود جاه تو کم باد و جاهت افزون باد

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهرصاحبا جنبشت همایون باد
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - در مدح سلطان سلیمان شاهملکا مملکت به کام تو باد
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - در مدح سلطان سنجرخسروا بخت همنشین تو باد
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در تهنیت عید و مدح پیروزشاهای عید دین و دولت عیدت خجسته باد
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۶ - در مدح ابوالحسن مجدالدین علی عمرانیاکنون که ماه روزه به نقصان در اوفتاد
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - در مدح ملک معظم پیروزشاهای به شاهی ز همه شاهان فرد
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - در تعریف قصر و عمارتی که ناصرالدین در باغ ساخته بودای نمودار سپهر لاجورد
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ - در مدح سلطان سنجرتا ملک جهان را مدار باشد
همه‌ی قصاید ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.