پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در مدح علاء الدین

صاحبا عید بر تو خرم باد

کل گیتی ترا مسلم باد

از تو آباد ظلم ویران شد

به تو بنیاد عدل محکم باد

حزم و عزمت چو بر سؤال و جواب

بر قضا و قدر مقدم باد

خدمت چرخ جز به درگه تو

چون تیمم به ساحل یم باد

خطبه تعظیم یافت از نامت

همچنین سال و مه معظم باد

دایم از فتح باب ابر سخات

خشک‌سال نیاز را نم باد

در یمین تو خامهٔ آصف

در یسار تو خاتم جم باد

خواستم گفت ملک هفت زمینت

همه زیر نگین خاتم باد

آسمان گفت گر منم چو نگینش

اندر آن رقعه نام من هم باد

موکب حزمت ار نهفته رود

اشهب روزگار ادهم باد

گرد جیش تو در دماغ ظفر

چون دم آستین مریم باد

از بلندی سرای قدر ترا

سقف افلاک سطح طارم باد

وز نژندی به چشم بدخواهت

اشهب روزگار ادهم باد

دست سگبانت چون قلاده کشد

شیر گردون سگ معلم باد

چرخ اگر بارگاه تو نبود

تا قیامت شکسته طارم باد

زهره خنیاگریت گر نکند

تا ابد سور زهره ماتم باد

فتنه پیش زبان خامهٔ تو

چون زبانهای سوسن ابکم باد

پس به شکر تو تا زبان سنان

شاهراه حروف معجم باد

حبس خصم تو با زوال خلاص

چون نهانخانهٔ جهنم باد

بر رخی کز تو خال عصیانست

همه کارش چو زلف درهم باد

قهرمان تو موسوی دستست

ترجمان تو عیسوی دم باد

چتر میمون همت عالیت

سایه‌دار سپهر اعظم باد

همه سعی تو چون قران سعود

در مراعات نظم عالم باد

همه عون تو چون عنایت حق

در مهمات نسل آدم باد

بنده از مکرمات وافر تو

همچنین سال و مه مکرم باد

در خلافت و رضای تو همه سال

نحس و سعد زمانه مدغم باد

از همه فعلهات باطل دور

با همه رایهات حق ضم باد

رمحت از جنس معجز موسی

مرکب از نوع رخش رستم باد

گرد سم سمند تو مادام

در دو چشم عدوت توام باد

دست سرو ار دعای تو نکند

قامتش چون بنفشه پر خم باد

ور میان جز به خدمتت بندد

نیشکر در میان او سم باد

تا کم و بیش در شمار آید

دولتت بیش و دشمنت کم باد

قصبش بر سر از تو دری گشت

اطلسش در بر از تو معلم باد

مدتت با زمانه هم‌آواز

راست چونان که زیر با بم باد

دلت از صد هزار دل به تو شاد

تا دمی در تنست بی‌غم باد

جانت ای صدهزار جانت فدی

تا به جان زنده است خرم باد

جنبش فتح و آرمیدن ملک

همه در جنبش تو مدغم باد

حاسدت را چو پای درگل ماند

از غم و رنج دست بر هم باد

عدل تو شب چو روز روشن کرد

روز تو همچو عید خرم باد

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۱ - در مدح عمادالدین فیروز شاه امیر خراسانخدایگانا سال نوت همایون باد
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهرصاحبا جنبشت همایون باد
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - در مدح سلطان سلیمان شاهملکا مملکت به کام تو باد
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - در مدح سلطان سنجرخسروا بخت همنشین تو باد
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در تهنیت عید و مدح پیروزشاهای عید دین و دولت عیدت خجسته باد
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۶ - در مدح ابوالحسن مجدالدین علی عمرانیاکنون که ماه روزه به نقصان در اوفتاد
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - در مدح ملک معظم پیروزشاهای به شاهی ز همه شاهان فرد
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - در تعریف قصر و عمارتی که ناصرالدین در باغ ساخته بودای نمودار سپهر لاجورد
همه‌ی قصاید ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.